درباره نویسنده

ملیحه باغبان

کارشناسی کتابداری/ دانشگاه پیام نور مرکز تبریز کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات/ دانشگاه تبریز دانشجوی دکتری بازیابی اطلاعات و دانش/ دانشگاه الزهرا (س)-تهران

بیشتر بدانید
کتاب بحران ها و اطلاعات جعلی
نویسنده: ملیحه باغبان
در سال های اخیر که جامعه با شتاب به سمت دیجیتالی شدن پیش می رود، موضوع اطلاعات جعلی و گمراه کننده ...

بیشتر بدانید

کتاب اینفودمیک در پاندمی کووید - 19

مجموعه مقالات از تجربیات جهانی
(مشارکت در نوشتن مقاله )

بیشتر بدانید
جستجو

آرشيو مطالب
👈نویسنده : ملیحه باغبان

دکتر عباس حُرّی (زادهٔ ۱۵ اسفند ۱۳۱۵ در مشهد — درگذشتهٔ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ در تهران)، دانشمند علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی و استاد دانشگاه تهران و طراح نظریهٔ اطلاع‌شناسی بود.

در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه مشهد در مقطع کارشناسی رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی، در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد رشتهٔ کتابداری و در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) از دانشگاه کیس وسترن رزرو آمریکا در مقطع دکترای کتابداری فارغ‌التحصیل شد. رسالهٔ دکتری وی در مورد مقایسهٔ شباهت‌های استنادی و شباهت واژگان نمایه برای ربط‌دادن مدارک مرتبط از حیث موضوعی بود. وی از ۱۳۵۳ استاد دانشگاه تهران شد.حُرّی از اولین دانش‌آموختگان کتابداری نوین در ایران بود و در پیشبرد آموزش و پژوهش دراین رشته در کشور تلاش زیاد نمود. وی به عنوان سردبیر، مدیرمسئول و عضو هیئت تحریریهٔ چندین مجلهٔ علمی از جمله اطلاع‌شناسی فعالیت کرده‌است و نیز طراح نظریهٔ اطلاع‌شناسی است.دکتر عباس حرّی روز شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

DrHorri.jpg

نظریه اطلاع شناسی:

اطلاع‌شناسی اصطلاحی است که اشاره به شناخت اطلاعات دارد و همان‌گونه که در رشته‌هایی با پسوند "شناسی" نظیر روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، و زبان‌شناسی، جزء اول ترکیب اشاره به درونمایه رشه یا قلمرو دارد، درونمایه قلمرو اطلاع‌شناسی نیز اطلاعات است. لفظ و مفهوم اطلاعات چندان جدید نیست و بیش از شصت سال (از ۱۹۴۰ تا کنون) در باب چیستی آن سخن رفته‌است. اطلاع‌شناسی به عنوان یک قلمرو علمی مستقل، عمر چندانی ندارد. اصطلاح اطلاع‌شناسی در سال ۱۳۷۲/۱۹۹۳ توسط دکتر عباس حری (استاد وقت گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران) (حری، ۱۳۷۲) در ایران عنوان شد. اصطلاح اطلاع‌شناسی در ایران مبتنی بر دانشی است که به عنوان مبحثی بنیانی می‌کوشد به شناخت اطلاعات، تعیین چهارچوب، و تشخیص ابعاد و وجوه آن بپردازد.اگر هر شیی یا پدیده را فضا تلقی کنیم و مجموعه عناصر و خصیصه‌های پیرامونی و درونی آن را وضعیت آن فضا بدانیم، اطلاعات از دیدگاه اطلاع‌شناسی چیزی جز "وضعیت فضا" نیست.

لینک منبع


پنجشنبه 22 دی 1401
ادامه مطلب
👈نویسنده : ملیحه باغبان

این مکتب در شکل افراطی آن به نظریه ‏ای اطلاق می ‏شود که راه معرفت به جهان خارج را تنها از راه عقل که جدای از راه تجربه است، می‌داند.یکی از عمده ‏ترین ادعاهای خردگرایان این است که ذهن انسان نیرویی دارد که به وسیله آن می‏ تواند حقایق مختلفی را درباره عالم هستی با یقین بشناسد که این شناخت از طریق صرف تجربه مقدور نیست.

عقل‏ گرایان ریاضیات را نمونه اعلای معرفت انسانی می‏ دانسته ‏اند،براساس تفسیر معتدل‏ تر عقل باوری، عقل تنها راه معرفت نسبت به جهان خارج نیست، بلکه غیر از معرفت عقلی معرفت حسی و تجربی نیز معتبر است.

در یونان قدیم یکی از مهم‏ترین چهره ‏های عقل‏ گرا «افلاطون»است.افلاطون با ارائه«ایده»یا عالم مثال به تعبیر مترجمین اسلامی، کمترین نقش را برای حس و تجربه قائل شد. برخی از محققین علت معتبر ندانستن تجربه از سوی افلاطون و حکمای قدیم را این دانسته ‏اند که آنها سخت به این مطلب پای‏بند بوده ‏اند که«آنچه در حقیقت واقعی است باید تغییرناپذیر باشد».دلیلشان هم این بود که آنچه متغیر است ذاتا مشتمل بر تناقض است، زیرا در زمانی یک قسم است و در زمانی دیگر به آن قسم نیست.(دلایل دیگری هم برای اثبات این که آنچه متغیر است دچار تناقض است، ارائه می‏ کرده‏ اند)و آنچه مشتمل بر تناقض است محال است که وجود داشته باشد.

تجربه از آن رو که اعیانی را منکشف می ‏سازد که متغیر است، پس آنچه را بر ما عرضه می‏ دارد اصل واقعیت نیست، بلکه ظاهر و نمود آن است.فقط فکر مستقل از تجربه یعنی عقل است که می‏ تواند ما را با واقعیت آشنا سازد.

یکی از جدی‏ ترین چهره ‏های خردگرا در قرون جدید، رنه دکارت(1596-1650 م)فرانسوی است.دکارت به ریاضیات علاقه زیادی داشت؛ پی‏ریزی فلسفه با شکل ریاضی، نطفه خردگرایی نوین فلسفی در قرون جدید می‏باشد.او کارش را با شک روشمند آغاز کرد، و گفت اگر در هر چیز شک کنم، در خودم دیگر نمی ‏توانم شک کنم.اسپینوزا او نیز یکی از چهره ‏های بزرگ عقل‏ گرا می ‏باشد.عقل گرایی معتقد است تنها با استدلال و برهان های قیاسی به جای درک حسی می توان به حقیقت دست.

عناصر عقل گرایی


معانی عقل گرایی در حوزه های مختلف علوم

فلسفه: مراد از آن گرایشی است که در مقابل تجربه گرایی قرار دارد. 
کلام: عقل گرایی در کلام در مقابل ایمان گرایی قرار دارد. (تاکید بر اثبات عقلانی ایمان دینی)
دوره روشنگریتنها مرجع کسب معرفت، ارزش ، عمل ، اخلاق و خلاصه هر آنچه که مربوط به حیات انسانی است. "توانایی های نهفته در وجود خود آدمی است".

مقایسه عقل گرایی  در قرن هفدهم و هجدهم:

باید توجه داشت که عقل گرایی عصر روشنگری، رویکردی که در مقابل دین مسیحیت قد علم کرد،مراد نفی مرجعیت سنتی ،ایمان،جمودگرایی مذهبی و خرافه سنتی حاکم بر جوامع مسیحی بود.بدیهی است که این تقابل در بستر فرهنگ و تمدن غربی به وقوع پیوست و البته امروزه داعیه دار جهانی شدن و تقابل با تمامی مرجعیت های دینی است.
لازم به ذکر است که عقل گرایی عصر روشنگری تفاوتهایی با عقل گرایی دوره های گذشته داشته است.سه تفاوت عمده برای عقل گرایی این دوره با دوره های گذشته همچون قرن هفدهم برشمرده شده است :
اول آنکه عقل گرایی قرن هفدهم نه تنها جنبه غیردینی نداشته ،بلکه معمولا نظام های دینی به شدت از آن متاثر بودند و می توان گفت همگی آنها سعی داشتند به نحوی خود را با قواعد عقل هماهنگ کنند.
دوم اینکه عقل گرایی قرن هفدهم بیشتر به عقل فلسفی گرایش داشته وکاربرد عقل در حوزه مسایل فلسفی را مد نظر داشته است ،درحالی که عقل گرایی عصر روشنگری عقل را در همه عرصه های زندگی انسان دخیل دانسته و سعی کرده است پاسخ همه نیازهای خود را از ان بگیرد.به همین دلیل عقل گرایی این دوره را «عقل بسندگی» گویند.
سوم آنکه عقل گرایی قرن هفدهم و ماقبل آن در تقابل با تجربه گرایی قرار داشت ،در حالی که تجربه گرایی در قرن هجدهم خود یکی از مولفه های روشنگری است)

نقدهایی که بر عقل گرایان وارد شده است 
عدم دستیابی به واقعیت عینی 
کلی بودن شماری از احکام عقلی 
فراعقل بودن بسیاری از پیامدهای اعمال آدمی 
عدم امکان دستیابی به ذاتیات و فصول حقیقی 
محدودیت عقل از دیدگاه روانشناسان

چهارشنبه 21 دی 1401
ادامه مطلب
👈نویسنده : ملیحه باغبان
تجربه‏ گرایی به معنای کلی و وسیع به نظریه‏ ای اطلاق می ‏شود که کل معرفت ما نسبت به جهان خارج را مأخوذ از تجربه می‌داند.
بر اساس این مکتب، پس از اینکه حواسی برای ذهن، احساسات یا تصورات را فراهم کرد، ذهن شروع به فعالیت می‏ کند، قبل از آن مثل کاغذ سفیدی است که هیچ چیز بر روی آن نوشته نیست، تمام مصالح را تجربه فراهم می‏ نماید، عقل روی این مصالح کار می ‏کند. با این توضیح می ‏توان گفت که درواقع دو فرق‏ عمده میان تجربه‏ گرایان و خردگرایان وجود دارد:
الف- تجربه ‏گرایان کل علم و آگاهی ما نسبت به جهان خارج را مأخوذ از تجربه می‌دانند، امّا عقل باوران این نکته را قبول ندارند.
ب-اختلاف دوم در مورد این مسئله است که آیا ما قضایای ترکیبی پسینی داریم یا نه؟
تاریخچه اجمالی تجربه باوری
وقتی به تاریخ یونان برمی‏ گردیم، بعضی از چهره ‏ها و شخصیت ها را می‏ یابیم که می ‏توانیم آنها را به عنوان پیشتازان تجربه‏ گرایی معرفی کنیم. شاخص ‏ترین چهره‏ های تجربه‏ گرایی در یونان قدیم سوفسطائیان بودند. روش سوفسطائیان «تجربی و استقرایی» بوده است.
ابن میثم، از فیلسوفان عرب را نیز می‏ توان جزء تجربه ‏گرایان به حساب آورد .در میان فیلسوفان قرون وسطی می‏توان تا حدی از روجر بیکن، توماس آکویناس نام برد. آکویناس معتقد بود که همه تصورات و شناخت طبیعی ما بر پایه تجربه استوارند و تصورات فطری وجود ندارد. به علاوه آکویناس اذعان داشت که ادراک حسی و درون‏ نگری یا مراقبه نفسانی سرچشمه ‏های تصوراتند. اما او درون‏ نگری را تابع ادراک حسی می ‏دانست، بدین معنی که توجه انسان، نخست به اشیای مادی بیرونی معطوف می‏ شود، بعد به درون‏ نگری می‏پردازد.البته فیلسوفان قرون وسطی را تجربه‏ گرای واقعی نمی‏ دانند، چون تجربه‏ گرای حقیقی و ناب کسی است که به نفی هرگونه الهیات و ما بعدالطبیعه می ‏پردازد، اما این افراد سخت تعلق به الهیات داشت.
با پیدایش علم نوین(حدود 1600 م)تجربه- گرایی، جان بیشتر یافته و توانسته در برابر عقل‏ گرایی عرض اندام نماید.یکی از شخصیت‏ های دوره جدید فرانسیس بیکن است.به نظر بیکن چیزی که عقل بر شناخت حسی می‏ افزاید، ایجاد روابط و نظم و نسق میان ادراکات حسی است.
بیکن برای تقویت تجربه ‏گرایی به منطق قیاسی ارسطویی حمله کرد و به جای روش قیاسی، روش استقرائی را پیشنهاد داد؛چون معتقد بود که روش قیاسی نمی‏ تواند به ما راه پیش‏بینی درباره آینده را تعلیم دهد.بدین خاطر در مقابل کتاب«ارغنون» ارسطو کتابی به نام«ارغنون جدید» نوشت که بر روش استقرایی تأکید می ‏نماید.
بعد، جان لاک ظهور کرد.او در کتاب خود به نام«پژوهش درباره فاهمه انسانی به رد قول دکارت در مورد«فطری بودن بعضی از معلومات انسانی»پرداخت، و ادعا کرد که همه مفاهیم حتی مفاهیم ریاضیات و منطق از طریق تجربه به ذهن می‏ آیند.
در قرن هیجدهم دیوید هیوم انگلیسی تجربه باوری را، به حد بالاتر از جان لاک رساند.او سعی کرد در کتابی به نام«تحقیق درباره فاهمه انسانی» مبانی تجربه باوری را اعتلا بخشد. در قرن نوزدهم دانشمندانی مثل آگوست کنت در فرانسه با توجه به آراء هیوم، درصدد مقابله با خردگرایان برآمده ‏اند. در قرن بیستم چهره ‏های مختلف مکتب پوزیتویسم، در واقع ادامه‏ دهندگان راه تجربه  گرایان می ‏باشند.

دیدگاه ها و اصول تجربه گرایی
تجربه تنها منبع دانش است.
متافیزیک امری ناممکن است.
حواس قادرند به تنهایی تامین‌کننده دانش باشند.
اصل آشنایی (در هستی‌شناسی افراد، هیچ موجودی پذیرفتنی نیست، مگر اینکه آگاهی از آن موجود یک حالت آگاهانه با ادراکات حسی و درونی فرد با آگاهی عادی او از جهان هستی باشد)
بدون ایده ذاتی (لوح سفید)

چهارشنبه 21 دی 1401
ادامه مطلب
صفحات سایت
تعداد صفحات : 71
درباره نویسنده
ملیحه باغبان

📖  کارشناسی کتابداری
دانشگاه پیـــام نور مرکز تبریز

📖  کارشناسی ارشد
مدیریت اطلاعات دانشگاه تبریز

📖  دانشجوی دکتری
بازیـــابی اطـلاعــات و دانــــش